ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

143

مجمع التواريخ ( فارسى )

استمداد تغافل ننموده‌اند چنانچه احوالات پادشاهان عليين آشيانان بابر پادشاه و همايون پادشاه انار اللّه برهانهما زبانزد خاص و عام است لهذا مصدع اوقات عالى ميگردد كه چون امراى نمك حرام كه از قديم الأيام ملازم اجدادى اين نيازمند بوده در اين اوقات باغواى بعضى اشرار نابكار بر اين نيازمند درگاه الهى عاصى شده كردند آنچه كردند توقع از آن زيبندهء اورنگ جهانبانى اينست كه آن سپهر اقتدار طريقهء انيقهء آباى عظام خود را منظور فرموده بهر نوع اعانت و امدادى كه از آن فرازندهء لواى شهريارى و طرازندهء اريكهء بختيارى دربارهء اين نيازمند درگاه صمديت روى نمايد ضايع و باطل نخواهد گرديد و نخل برومند سلطنت و كامرانى فرزندان سعادتمند سلطان داود ميرزا و سلطان على ميرزا روانهء را خدمت آن اعلى حضرت گردون موهبت نمود ، به نحوى اعانت و دستگيرى شود كه باعث استخلاص اين خاطى شده امراى باغى منكوب و خاسر گردند . سلطان داود ميرزا مراسلهء مرقوم را مصحوب خود نموده از بندر بصره بسوارى سفاين بمسقط و از آنجا وارد كيج و مكران و روانهء شاه جهان آباد شده به خدمت پادشاه و الا جاه هندوستان رسيده و برادر خود را در عتبات عاليات گذاشته بعد از ورود بشاه جهان آباد معلوم شد كه احوال پادشاه هند در نهايت اغتشاش و بر همخوردگى است و پادشاه را استقلالى بهيچوجه حاصل نيست . در اين بين آوازهء آمد آمد احمد شاه ابدالى بلند شد چنانچه فيما بين امراى هند و ابدالى حربى در نهايت صعوبت روى نموده ابدالى فايق و هنديان مغلوب گرديدند و چون اين خبر بشاه جهان آباد رسيد سلطان داود ميرزا كه باميد كمك در آنجا مانده بود مأيوس بالمره شده از شاه جهان آباد عازم صوب بنگاله شد كه از راه دريا خود را باز بعتبات عاليات سدره مرتبات رساند . بعد از ورود بمرشد آباد نواب مهابت جنگ كه صوبه‌دار آنجا بود از راه تلطفات مقدم او را مغتنم دانسته مانع رفتن شد .